تبليغاتX
مهرتاب

اشک می شوم

گونه ات اتفاق نبود

از لبت گذشتم

+نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت12:32توسط زهدان گندیده شب |
صدایم را کسی در سینه اش پنهان کرده

هر تکه ام

در کمر گاه این خانه گم شد

جدال ما

بر سر نکه مانده از باکرگی نبود

از میان ما دست های کبود من

گاهی

در رفت و آمد سکوت

آواره می شد

می ترسم

از حضور کسی میان این کلمات

از صدای به گل یشسته این شبها

از یک سالگی مان

از پنجره ای که در نو

گشوده به من نیست

نا خن هایم از ترس سیاه میشوند

این سه قطره خون

اگر از گلوی ما میچکید

هق هق کنان

راز جنایت رختی را می گفتیم

که به خواب رفته بود

راز ها نمی خوابند

من میتر سم

و بر هر آنچه می توانم می لرزم




+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت11:18توسط زهدان گندیده شب |
بر لب هایت ترک خورده ام

چشم بگشا

+نوشته شده در شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت11:25توسط زهدان گندیده شب |
خشک شده ام، 

بر ویار زمین دهان باز نمی توانم ،

روال من است حال این کلاغ 

 که هنوز بر زمختی لحظات من تن می ساید،

+نوشته شده در یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت17:2توسط زهدان گندیده شب |
رفته ای

از بادکش هوایش

تعفن و تنفری برمیخبزد

که بر قدمگاهت کپک زده

+نوشته شده در جمعه سی و یکم تیر 1390ساعت11:38توسط زهدان گندیده شب |
 سماع می شوم

سوزنی بر تن سیاهم می رقصد

نیلوفری تو را فریاد می زند

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ساعت10:38توسط زهدان گندیده شب |
چکانده میشود

آغوشی درچشمانم

 کودکی ام در زهدان ام جیغ میزند

و من بر گور خالی خودم ضجه میزنم

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت21:1توسط زهدان گندیده شب |
رعشه ای بر نام تو


جاری زبان این روزها ست


جامانده  انگشتانم


میان گره دستانت


بوسه ام بر پشت گردنت کپک زده


من از لا به لای آغوشت


نشت می کنم


+نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت17:37توسط زهدان گندیده شب |


لب هایم خواب رفته


هلال سیگاری ست


که تو آتش کردی


+نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت19:4توسط زهدان گندیده شب |

خیالم روی تخت کابوس می بیند

بوسه ات سقوط کرد

تو در من اتفاق بودی

من از چشمانت افتادم

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت12:20توسط زهدان گندیده شب |